واژه شناسی و اصطلاحات تدوین و مونتاژ

تدوین و مونتاژ از مراحل پایانی فیلم سازی است که بعد از ساخت فیلم صورت می گیرد. برای اتصال قسمت های مختلف فیلم به یکدیگر از هنر تدوین استفاده می شود. تدوین همان مونتاژ است با این تفاوت که تدوین وجه هنری آن بوده و مونتاژ به معنای استفاده از ابزار می باشد. تدوین و مونتاژ شامل مواردی چون انتخاب نماها و اندازه آن ها، ردیف کردن نماها، صحنه ‌ها و سکانس‌ ها پشت سر هم مخلوط کردن تمام صدا ها و تعیین میزان بلندی آن‌ ها و در نهایت در هم آمیختن و هم‌گاه کردن صدای نهایی با تصویر است.

اهمیت آموزش مونتاژ و تدوین برای ورود به بازار کار

در طی مرحله تدوین فیلم، نماهای موجود در فیلم خام (footage) انتخاب شده و به هم پیوند داده می شوند و برای رسیدن به فیلم نهایی تبدیل به سکانس می گردند. اغلب در سینما تدوین فیلم را افرادی غیر از فیلم ساز انجام می دهند؛ اما در برخی موارد خود فیلم ساز نیز کار تدوین و مونتاژ را بر عهده می گیرد.

در حال حاضر به لطف وجود تکنولوژی ها وفناوری های پیشرفته کامپیوتری و ویدئویی مانند انواع نرم افزارها و ابزارهای ادیت فیلم، تدوین گر می تواند کار را با سرعت، دقت و انعطاف و سهولت بیشتری انجام دهد. در نتیجه افراد می توانند با شرکت در دوره تدوین فیلم براحتی وارد بازار کار شوند. در ادامه برخی مزایای آموزش تدوین فیلم را بیان می کنیم:

  1. دیدن دوره تدوین فیلم یک فرصت ایده آل برای ویرایش فایل های ویدیویی را فراهم می آورد.
  2. تدوین فیلم یک رشته خلاقانه و هنری است که در سینما و تلویزیون بسیار پرکاربرد است.
  3. تدوین فیلم مهارتی برای تولید فیلم هایی با کیفیت و حرفه ای محسوب می شود.
  4. با آموزش رشته هنری تدوین فیلم می توان از افکت ها و تصاویر مختلف برای ایجاد صحنه های زیبا در فیلم ها استفاده کرد.

دوره تدوین فیلم

واژه شناسی و اصطلاحات مونتاژ و تدوین

در هر حوزه کاری واژه های اختصاصی و کاربردی وجود دارد که برای فعالیت در آن زمینه باید با این اصطلاحات آشنا بود. در ادامه مقاله می خواهیم به تعریف انواع اصطلاحات رایج در حوزه تدوین و مونتاژ فیلم بپردازیم.

تدوین گری: عمل انتخاب و اتصال صحنه ها برای ایجاد یک فیلم نهایی است.

مونتاژ: صحنه هایی که آثار احساسی و طراحی بصری دارند و طی  تدوین نماهای بسیاری حاصل می شوند. یکی از مثال های بارز تدوین و مونتاژ صحنه حمام فیلم Psycho است.

برش: در فرایند تدوین انتقال تصویری صورت می گیرد بطوری که در آن یک صحنه فورا جایگرین صحنه ی دیگری می شود.

تدوین پیوسته: به نوعی تدوین گفته می شود که سبب ایجاد یک داستان می گردد که بدون تناقض بصری آشکار به صورت یکدست در سراسر ضبط و صحنه جریان دارد.

کراس کات: بین دو یا چند خط حرکت، برش عقب و جلوی سریع انجام می شود که نشان از همزمانی آن ها با یکدیگر دارد.

Dissolve: این اصطلاح به معنی یک انتقال صحنه تدریجی است که تدوینگر پایان یک صحنه را با آغاز صحنه بعدی روی هم قرار می دهد.

خطاهای پیوستگی: شکست جریان در صحنه مانند هماهنگ نبودن حرکت یا جاگذاری لوازم در دو صحنه می باشد.

هماهنگی خط چشم ها: هماهنگی خط چشم ها در میان دو یا چند شخصیت است که در مثال زیر نشان دهنده ارتباط نزدیکی و پیوستگی می باشد؛ مثلا اگر احمد در نمای الف به سمت راست نگاه کند، محمود در نمای به سمت چپ نگاه می کند.

نمای معرف: نمایی که نشان دهنده مکان وقوع حادثه است؛ و معمولا از یک فاصله ی دور یا از «زاویه ی دید پرنده» گرفته می شود.

محو کردن: یک انتقال بصری نما ها یا صحنه ها به عنوان یک مقدمه کوتاه بدون تصویر  بر روی صفحه اتفاق می افتد؛ مثلا اغلب برای نمایش تغییر زمان و مکان، تدوینگر یک نما را به سیاه محو کرده و نمای بعدی را وارد می کند.

فاینال کات: تدوین پایانی یک فیلم است که با تایید کارگردان و تهیه کننده می تواند همان فیلمی باشد که مخاطب می بیند.

جامپ کات: برشی که با رها کردن بخش هایی از حرکت عدم پیوستگی به وجود می آورد.

 

آموزش تدوین و مونتاژ فیلم

 

Iris: در فیلم های امروزه کاربرد چندانی ندارد ولی بیشترین کاربرد آن در دوران بی صدای فیلم های هالیوودی بوده است. بر روی صفحه به عنوان یک دایره در حال بسته شدن و یا باز شدن مشاهده می شود.

برش هماهنگ: برشی که دو نما با عناصر ترکیبی هماهنگ را به یکدیگر متصل می کند و پیوستگی قوی حرکتی بین آن ها بوجود می آورد.

نمای سکانس: نمای سکانس تنها از یک نما تشکیل شده و تدوینی بر روی آن صورت نمی گیرد. این اصطلاح تدوین و مونتاژ به یک ضبط طولانی اشاره دارد که به اندازه تمام یک سکانس یا صحنه به طول می انجامد.

برش سخت: برای شروع تدوین فیلم، تدوینگر برای جمع آوری نماها در فیلم پیش از اعمال تنظیمات و افکت گذاری، از برش سخت استفاده می کند.

برش نما و واژگون کردن نما: در این تکنیک میان نماهای بالای شانه تغییر کرده و شخصیت در حال صحبت را نشان می دهد. از این اصطلاح تدوین و مونتاژ معمولا در صحنه های مکالمه ای استفاده می شود.

Wipe: این اصطلاح برای زمانی به کار می رود که مانند یک نوار در حال حرکت در طول فریم، یک نما را بیرون برده و نمای دیگر را به جای آن وارد می کند.

سکانس (Sequence) فصل: به هر بخش از یک فیلم گفته می شود که بازگو کننده موضوع هر قسمت از فیلم است.

پلان (Plan) نما: چندین پلان با یکدیگر یک سکانس را می سازند و هر پلان یک نما است که فیلم برداری می شود.

شات (Shot) برداشت: از لحظه شروع فیلم برداری تا پایان قطع آن یک شات است.

شات لیست (Shot List) فهرست برداشت ها: گزارش کار فیلم برداری بوده که در آن به توضیح لحظات فیلم برداری شده و تصاویر آن می پردازند.

کلاکد (Clacked) صدای تق: هر متنی اضافه شده به فیلم که توضیح می دهد از این جا به بعد، موضوع تصاویر در چه مورد است.

کالر بار Color Bar و Bar & Tone : صفحه ای با ستون های رنگی است که برای تست رنگ مانیتور استفاده می گردد. وقتی با صدای سوت همراه باشد اصطلاح Bar&Tone به کار می رود که برای تست صدا استفاده می شود.

اسکوپ (Scope): برای زمانی استفاده می شود که بخواهند یک فیلم سینمایی را در تلویزیون نشان دهند، در این روش بالا و پایین تصویر را با رنگ سیاه نمایش می دادند؛ که بعدها برای قشنگی بیشتر در کارهای تلویزیونی مورد استفاده قرار گرفت.

 

اصطلاحات تدوین و مونتاژ فیلم, دوره تدوین فیلم

 

راش (Rash): به  تصاویر فیلم برداری شده بدون تغییر و بدون کم و زیاد، راش گفته می شود.

راف کات (Rough cut): به قسمتی از تصاویر راش، خراب و بلا استفاده، راف کات گفته می شود که قبل از مونتاژ، راف کات صورت می گیرد و تصاویر قابل استفاده از تصاویر راش جدا می شود.

تیتراژ:  قسمت اول و آخر برنامه که به معرفی برنامه و عوامل ساخت می پردازد.

پلاتو:  اصطلاح رایج که برای صحبت های مجری برنامه به کار می رود.

ووله: به تصاویر میان برنامه ای که با موسیقی همراه است و معمولاً از ۳۰ ثانیه بیشتر نشان داده نمی شود.

نریشن (Narration): زمانی که صدای گوینده روی تصاویر پخش شده و موضوع را دنبال می کند.

اینسرت (Insert):  به تصویر کوتاهی که رابط بین دو تصویر است و یا به عنوان پوششی برای خرابی تصویر اصلی استفاده می شود؛ اینسرت می گویند.

تایتل (Title): برای هر نوشته ای که روی تصویر نشان داده شود؛ تایتل می گویند.

ساب تایتل (sub Title) زیرنویس: به نوشته ای که فقط پایین تصویر نشان داده می شود؛ ساب تایتل می گویند.

بریدن (Cut): برای زمانی به کار می رود که دو تصویر بدون هیچ افکت اضافه به هم چسبانده می شوند.

ترانزیشن (Transition):  برای هر افکتی که رابط دو تصویر کنار هم باشد واژه ترانزیشن به کار می رود.

دیزالو (Dissolve):  اصطلاحی است که به هنگام چسباندن دو تصویر استفاده می شود و باعث محو شدن تصویر اول در تصویر دوم می گردد. دیزالو از ساده ترین و پرکاربرد ترین تروکاژ ها می باشد.

فید این (Fade In): این اصطلاح برای زمانی به کار می رود که تصویر بدون حرکت (موشن) کم کم از سیاهی بیرون می آید. مثلاً دیزالو سیاهی به تصویر.

فید اوت (Fade Out): این عمل برعکس فید این بوده که در فید اوت تصویر به آهستگی در سیاهی می رود.

سوپر ایمپوس (Super Impose):  زمانی که دو یا چند تصویر که به صورت محو روی هم نشان داده شوند، از اصطلاح سوپر ایمپوس استفاده می شود.

موشن (Motion): هر نوع حرکت فیلم یا عکس یا نوشته روی صفحه یا فیلم را موشن می گویند.

کراپ (Crop): این اصطلاح در موقع بریدن از طول و عرض تصویر به کار می رود.

رول (Roll): به حرکت یا (موشن) به صورت افقی، رول می گویند.

کراول (Crawl): به حرکت یا (موشن) به صورت عمودی کراول گفته می شود.

مانیتور (Monitor): تصویر خروجی کار تدوین را مانتیور می گویند.

این اصطلاحات در حوزه تدوین و مونتاژ فیلم بسیار مهم است که باید هر تدوینگری با این واژگان آشنایی کامل داشته باشد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پانزده + پانزده =