نمایشگاه اقلیم حیرانی محمد صیاد

نقد عکس نمایشگاه اقلیم حیرانی محمد صیاد

نویسنده : سمیرا داداشی (دانشپذیر دوره جامع عکاسی  موسسه آموزش عالی آرمان)

“اقلیم حیرانی” عنوان نمایشگاه عکسی از “محمد صیاد صبور” است که این روزها در گالری نبشی در حال برگزاری میباشد. این مجموعه که به کوشش مهرداد افسری از میان هزاران فریم عکس ، جمع آوری شده ، متشکل از تصاویری سیاه و سفید از آوارگان و مهاجران کرد عراقی میباشد که طی سالهای ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۰ عکاسی شده است. سالهای اوج گیری فشارهای قومیتی حکومت صدام بر کردهای عراقی که منجر به مهاجرت حدود ۲ میلیون نفر به مرزهای و محل اسکان جان خود را از دست دادند.

تماشای زخم های آدمها “آن دورها” ، جایی که “چه خوب است که از آن ما نیست” همواره اسفناک و طاقت فرسا بوده است. چنانکه در بیانیه ی مهرداد افسری برای نمایشگاه نیز آمده است : “تکه هایی از زخم های موجود در عکس ها آگراندیسمان شده اند تا به مثابه پونکتوم عمل کرده و بخراشند.” از همان اولین برخورد با فریمی از پیرزنی با چهره ی نزار، چرایی بزرگنمایی عکسها روشن میشود. به دنبال عکس اصلی پیرزن که به همراه ۵ فریم دیگر به صورت عمودی در کنار عکسهای بزرگنمایی شده، نصب شده اند، تصویر زنی در لباس کردی دیده میشود که در اوج فلاکت زیباست و چین و چروکهای صورتش نشان از رنجی دارد که بر او تحمیل شده است. پیرزن بره اش که شاید تنها دارایی اش باشد را به آغوش کشیده و گویی به مرگ خیره شده است. پنج فریم دیگر نیز گروهی از زنان و کودکانی هستند که خیره به دوربین رنج آوارگی را فریاد میکنند. نحوه ی چیدمان برخی عکس ها نیز به گونه ای است که با شرحی مختصر به صورت افقی در کنار یکدیگر به نمایش درآمده اند. عمده ی قابها زنان و کودکان هستند.

نور تند بسیاری از عکسها، نوری زمستانی است، نوری سرد و گنگ. چهره ی بازماندگانی که از دوزخ جنگ زنده عبور کرده اند و لباسهای چندلایه و گونه های گلگون آنها حکایت از سرمای شدید دارد. سیاه و سفید بودن تصاویر، تلخی این اتفاق را تشدید میکند. پاک شدن و محو شدن نقاطی از عکس ها و رد خراش روی برخی از آنها ، نشان از قدمت عکس ها دارد.

یکی از قابها ، گروهی از زنان را در تظاهراتی در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در حال عزاداری نشان می دهد. قاب عکاس به گونه ای است که بدنها در هم تنیده شده اند و در حال تبدیل به یک تنِ واحد هستند. آنها همگی یکصدا دردی مشترک را فریاد میکنند. عکسهایی از سردشت و پیرانشهر، در نزدیکی مرز ایران و مردمانی که  رنج عبور از مسیرهای صعب العبور کوهها را به جان خریده اند. آوارگانی که تمام زندگی خود را در یک کیسه روی دوش خود حمل می کنند تا به کمپ هایی که برایشان تدارک دیده شده برسند و سهم شان چادری است که قرار است آنها را از سرمای زمستان مصون دارد. میل به زنده ماندن میان آوارگان در عین تکثیر مرگ نمایان است. نگاه جستجوگر عکاس به خصوص در فریم هایی که وضعیت کمپ و چادرهای مهاجران را نمایش می دهد، خود را بیش از پیش آشکار می سازد. مردانی بلاتکلیف که گویی سرنوشت محتوم خود را پذیرفته اند و تسلیم این آوارگی اجباری شده اند و زنانی که هویت مادرانگی خود را از یاد نبرده اند. مادرانی گاه گریان و شرمنده ی کودکان گرسنه ی خود و گاه حمایتگر و پرمهر. چهره ی کودکان مملو از احساسات متناقض است، چهره هایی پر از شور زندگی همراه با خستگی مفرط. کودکانی بدون کودکی. نگاه کودکان در عکسها خراش می اندازد. کودکانی بی تفاوت، خسته، عصبانی، گریان، بهت زده، کنجکاو و حتی گاهی لبخند بر لب و تاریخی که نمیداند چطور آنها را در حافظه ی خود ثبت کند. در یکی از فریم ها، کودکان در تظاهراتی علیه جنایات صدام، در صف مقدم اعتراض، تابلو به دست ایستاده اند و خواهان آزادی و توقف جنگ هستند.  آنها دختران و پسرانی هستند که با تابلوهای در دستشان روایتگر رنجی هستند که بر آنها رفته است، راویان جهان تلخ و بی رحم شان.

آخرین فریم، تصویر بزرگی از پاهای برهنه ی خاک خورده و بی رمق پسربچه ای  است که رو به قاب دوربین، مقابل جهان رو به رو ایستاده است. عکس سرشار از سکوت است. پسرک گویی از جهنم برگشته است و لباسهای بی رنگ و مندرس او بر این امر صحه میگذارند. آنچه از مشاهده ی پس زمینه برمی آید، انسانهایی در حال دور شدن هستند و در این میان پسرک با نگاه پرسشگر خود در این اقلیم حیرانی، سرگشته و تنها  در حال تجربه بزرگسالی خود میماند. تصمیم با مخاطب است که سرنوشت او را چگونه ترسیم کند. 

حیرانی در لغت به معنای سرگشتگی است، چه مهاجران و آوارگانی که عکاس به تصویر کشیده و چه مخاطبی که نظاره گر آنهاست، هر دو سرگشته اند؛ یکی حیران از رنجی که بر او روا داشته شده و یکی از تماشای رنج آن دیگری. مجموعه ی ” اقلیم حیرانی”، تلاشی است برای نمایش رنج مهاجرت و فقر و آوارگی ناشی از آن؛ به تصویر کشیدن ظلمی که انسانها به سبب زیاده خواهی بر دیگری روا داشته اند. تصاویر صیاد برآمده از درک عمق واقعیت هستند. عکس ها آن چیزی نیستند که صرفا نگاه شان می کنیم ؛ با نگاه به قابهای صیاد میتوان مرگ، درماندگی و آوارگی را در مقیاسی کوچک درک کرد. محمد صیاد که سابقه ی ۴۷ سال فعالیت در عرصه ی مطبوعات ایران و جهان را در کارنامه ی خود دارد، به زودی مجموعه عکس های خود از وقایع مهاجرت کردهای عراقی را در کتابی با همین عنوان منتشر خواهد کرد.  

 

نمایشگاه اقلیم حیرانی محمد صیاد در ساختمان مرکز نبشی تا ۸ شهریور ۹۸ برای بازدید باز است.